السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

86

تفسير الميزان ( فارسي )

مؤلف : و در نهى از تفكر در خداى تعالى روايات بسيارى ديگر هست كه هم در جوامع حديث شيعه آمده و هم در جوامع حديث اهل سنت ، و البته بايد دانست كه اين نهى ارشادى است ، و متوجه خصوص كسانى است كه راه ورود به مسائل عقلى و عميق را بلد نيستند و استعداد آن را ندارند ، در نتيجه فرو رفتن در آن مسائل در حقيقت ، خويشتن را در معرض هلاكت افكندن است ، آن هم هلاكت دائم . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَأَنَّه هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكى » ) * مىگويد : امام فرمود : يعنى آسمان را با باريدن به گريه واداشته و زمين را با شكفتن به خنده در آورده است . مؤلف : اين طرز استفاده كردن از آيه توسعه دادن در معناى گرياندن و خنداندن است . و در معانى الاخبار به سند خود از سكونى از جعفر بن محمد از پدران بزرگوارش ( ع ) روايت آورده كه امير المؤمنين ( ع ) در معناى آيه « * ( وَأَنَّه هُوَ أَغْنى وَأَقْنى ) * » فرمود : يعنى هر انسانى را در زندگى خود اغناء و بىنياز كرد و او را به كسبى كه در دست دارد اقناء و راضى ساخت ، به طورى كه به كسب و كارش هر قدر هم پست باشد علاقه مند است « 2 » . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَأَنَّه هُوَ رَبُّ الشِّعْرى » ) * از امام نقل كرده كه فرموده : منظور از شعرى ستاره اى است كه قريش و قومى از عرب آن را مىپرستيدند ، ستاره اى است كه در آخر شب طلوع مىكند « 3 » . مؤلف : اينكه فرمود : در آخر شب طلوع مىكند تعريف آن ستاره از نظر زمان صدور اين حديث است كه لا بد در تابستان بوده و گرنه اين ستاره در تمامى سال و در تمام بيست و چهار ساعت شبانه روز در جاى خود قرار دارد . و نيز در آن كتاب در ذيل آيه * ( « أَزِفَتِ الآزِفَةُ » ) * فرموده : يعنى قيامت نزديك شد « 4 » . و در مجمع البيان در ذيل آيه * ( « أفَمِنْ هذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ » ) * مىگويد : منظور از اين حديث همان خبرهايى است كه قبلا داده بود « 5 » . و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه گفت : وقتى آيه شريفه * ( « أفَمِنْ هذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ وَتَضْحَكُونَ وَلا تَبْكُونَ » ) * نازل شد ، ديگر كسى آن جناب را خندان نديد تا از دنيا رفت « 6 » .

--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 339 . ( 2 ) معانى الاخبار ، ص 214 ، ح 1 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 339 . ( 4 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 340 . ( 5 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 184 . ( 6 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 131 .